الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
405
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
بنابر مشهور ضعيف است . « 1 » 4 . عن علي : إذا حبس القاضي رجلا في دين ، ثم تبيّن له إفلاسه و حاجته ، أخرجه حتى يستفيد مالا ؛ « 2 » از حضرت على نقل شده است : اگر قاضى كسى را به جهت بدهى حبس كرد و سپس افلاس و ناتوانى او برايش آشكار شد ، او را از حبس بيرون مىآورد تا به دنبال كسب معاش برود . 5 . روي عن الحكم ، عن علي - رضي اللّه عنهم : إنّه أتي في امرأة باعت هي و ابنها خادما لزوجها ، فقدم الزوج و قد ولدت الجارية ، فقضى للزوج بالجارية و ولدها ، و حبس المرأة و ابنها ؛ يعني بدين المشتري ؛ « 3 » حكم از على نقل كرده : در مورد زنى دعوايى مطرح شد كه او و پسرش ، كنيزى را كه متعلّق به همسرش بود فروختند ، پس آنگاه كه زوج برگشت ملاحظه كرد كنيزش پس از فروش اولادى هم به دنيا آورده است . آن حضرت حكم كرد كه كنيز و فرزندش از آن زوج باشند و زن و پسرش را هم به حبس فرستاد . البته اين حبس به جهت بدهيشان به مشترى بود . 6 . ابن وهب ، عن ابن لهيعة ، عن عبيد اللّه بن أبي جعفر : إنّ عمر بن عبد العزيز كان لا يسجن الحرّ في الدين ، يقول : يذهب فيسعى في دينه خير من أن يحبس و إنّما حقوقهم في مواضعها التي وضعوها فيها صادفت عدما او ملاء ؛ « 4 » عمر بن عبد العزيز هيچگاه فرد آزادى را به جهت بدهى حبس نمىكرد و مىگفت : اگر برود و كار و تلاش كند تا بدهى خود را بپردازد بهتر از آن است كه زندانى شود . حقوق مردم در جاهايى است كه در آن موارد ، حقوق را وضع كردهاند ، حال مىخواهد مطابق باشد يا نباشد . آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ مفيد : اگر طلبكار به جهت امتناع از اداى بدهى خواستار حبس بدهكارى شود كه خود به دين خود اقرار كرده است ، قاضى او را حبس مىكند ، اگر پس از حبس او
--> ( 1 ) . ملاذ الاخيار ، ج 10 ، ص 206 . ( 2 ) . مسند زيد ، ص 262 . ( 3 ) . جامع كافى ( به نقل از : حاشيهء مسند زيد ، ص 265 ) . ( 4 ) . مدونة الكبرى ، ج 5 ، ص 205 .